عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
65
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
پير طريقت گفت : « آن درنگ خواستن زندگانى بود كه اگر بوقت جواب دادى هم بر جاى برفتى » « 1 » . وَ لَقَدْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثاقَ بَنِي إِسْرائِيلَ وَ بَعَثْنا مِنْهُمُ اثْنَيْ عَشَرَ نَقِيباً - بو بكر وراق گفت كه : در بنى اسرائيل نقبا بودند پيشروان و گزيدگان ايشان ، و در همه حال مرجع قوم با ايشان ، و درين امت بدلاءاند اوتاد جهان كه دلهايشان چون دلهاى پيغمبران . مصطفى ( ص ) گفته : « يكون فى هذه الامة اربعون على خلق ابراهيم و سبعة على خلق موسى و ثلاثة على خلق عيسى و واحد على خلق محمد » . و بو عثمان مغربى گفته : « البدلاء اربعون و الامناء سبعة و الخلفاء من الأئمة ثلاثة ، و الواحد هو القطب ، و القطب عارف بهم جميعا ، و يشرف عليهم ، و لا يعرفه احد ، و هو امام الاولياء » . خيار خلقاند اين قوم ، و مصابيح دين و اعلام يقين . ملوك طريقت و امناء شريعت . رب العالمين ايشان را از جهانيان برگزيده ، و به ربطهء « يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ » ببسته . و بقيد « وَ أَلْزَمَهُمْ كَلِمَةَ التَّقْوى » استوار كرده ، در وادى عنايت شمع رعايت ايشان را افروخته ، در دبيرستان ازل ايشان را ادب صحبت درآموخته . اى جوانمرد ! كار نه كرد بنده دارد ، كار خواست اللَّه دارد . بنده بجهد خويش نجات خويش كى تواند ؟ چون اللَّه بندهء خير خواهد ، دل او را به نظر خويش بيارايد ، تا حق از باطل وا شناسد . بعلم فراخ كند ، تا ديدار قدرت در آن جاى يابد . بينا كند تا بنور منت مىبيند . شنوا كند تا پند ازلى مىنيوشد . راست دارد تا گمان و شك در آن نياميزد . بعطر وصال خوش كند تا در آن مهر دوست رويد . بنور خويش روشن كند ، تا ازو با وى نگرد ، بصيقل عنايت بزدايد تا در هر چه نگرد او را بيند : آن را كه بلطف خويش حق بگزيند * بر باطن او گرد جفا ننشيند نيك و بد اغيار ز دل بر چيند * در هر چه كند نظارهء حق بيند
--> ( 1 ) - نسخهء الف : برفتيد .